ببوس دو چشمم را که بسته شد روی خیانتتنگاه کن دو چشمم ره که دید رفتنت را مرا در اغوش بگیر برای اخرین بار همان اغوشیکه هیچ وقت سهم من نبود و ماله دیگری بودصدایم بزن برای اخرین بار صدایم بزن عاشقانه هایم از انجا شروع شد که اسمم را با *میم*به پایان میرسوندی صدایم بزن ترنمم صدایم بزن اسمم را+میم قلبم را سالم به تو امانتی داده بودم عشقم حال خرده های شکسته شده اش را می خواهم همان خرده شیشه های قلبم را که هر تکه اش با عطش اسم تورا فریاد میزنند همان هایی که برای اولین و اخرین بار طعم تلخ عشق و جدایی راباهم چشیدند واخر سر نپسندیدن ولی دم نزدن همان تکه هایی که
برچسب: دلنوشته خودم,دلنوشته خودمونی,دلنوشته خودموني,دلنوشته خودمانی,دلنوشته های خودم,دلنوشته های خودمونی,دلنوشته های خودمانی,دلنوشته برای خودم,دلنوشته هاي خودم,دلنوشته ای برای خودم,
نویسنده: امیر اسدیپور
تاريخ: پنجشنبه
13 آبان
1395 ساعت: 23:43